![]() |
روایت فرماندهان از حماسه ثامن
سر لشکر رحیم صفوی گفت: نماز صبح را که نزدیک پل ها می خواندیم، بچه ها در حال گریه بودند و یک نمازی که در حقیقت شکر بود و خود ماهم باور نمی کردیم که آبادان در شب آزاد بشود؛ یعنی عملیات را که ما ساعت ۱۲ شب شروع کرده بودیم، صبح قبل از اینکه روشنایی خورشید بالا بیاید تقریباً تمام شده بود و یک استعداد بزرگی از دشمن به اسارت افتاده بود. |
![]() |
حماسه کوی ذو الفقاری/مقاومت در برابر نفوذ بعثی ها به آبادان
حمید قبادی نیا گفت:تعدادی از نیروها به نزدیکی پل شناوری که عراق نصب کرده بود، رسیدند. همزمان با تاریک شدن هوا و جزر آب، پل در دو سمت ساحل رودخانه به گل نشسته بود، بچه ها هم بلدوزری را که می خواست از روی پل بگذرد، با آر. پی . جی زدند. به دنبال آن سایر ادوات و و سایلی که قصد عبور از پل را داشتند، متوقف شدند؛ به این ترتیب راه پل به کلی مسدود و عقبه نیروهای عراقی قطع شد. |
| x □ - » |